خرید بک لینک
سلام پادشاه عزیزم. دلم گرفته! نمی دونم چرا؟ شاید برای اینکه مدتهاست کار خاصی انجام ندادم و سود و زیانی برای کسی نداشتم. شاید برای اینکه امسال هم نشد، ولی خب من دارم فراموشش می کنم. نشد که نشد. بهتر. حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 23:08

سلام پادشاه عزیزم... نیمه شبت بخیر. می دونم که گفتن از زمان، برای تو پوچ و بی ارزشه. ولی من انسانم، من یک شازده ام. کل زندگی من بند شده به تیک تیک ساعت. ساعتی که نمی دونم کی از حرکت می ایسته و من رو بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 23:08

به نام پادشاهم... سلام پادشاه عزیزم. خوبی؟ حال امروزم خیلی خوبه. اونقدر که فقط به تو فکر کردم. به تو و به شازده ات. به کسی که از همون بچگی عاشقش شدم. به کسی که به دوست داشتنش افتخار کردم. کسی که از همون بچگی، وقتی ازش حرف میزدن قند تو دلم آب می شد. ذوق می کردم و به عشقم افتخار می کردم. پادشاهم، ازت بی نهایت سپاسگزارم که به من چنین عشق عظیمی دادی. عشق به کسی که بزرگترین آرزوم دیدنش و کنارش نشستن هسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 17:22

سلام پادشاه عزیزم! حال و هوای امروزم زیاد جالب نبود. سعی دارم فراموشش کنم و خودم رو بسپارم به تو. ولی زمان می بره. وابستگی ای که بهش دارم داره اذیتم می کنه. ولی الان تموم بشه بهتر از اینه که بعدا بخواد دردسر بشه. پادشاهم، خودت که منو بهتر می شناسی. من شازده کوچولوی لجبازی هستم. وقتی به یه چیزی پیله می کنم دیگه ول کن نیستم. ده سال طول کشید تا شناختمش و عاشقش شدم. هرچند که بعدا فهمیدم چرا عاشقش نیستادامه مطلب

برچسب: فراموشی, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 17:22

به نام پادشاهم... سلام. می دونی وقتی کسی رو که دوست داری از دستش بدی یعنی چی؟ می دونی وقتی کسی رو که دوست داشتی از دستش بدی و حتی دیگه نگاهش و صداش رو یادت نیاد، یعنی چی؟ من الان سالهاست که از دستش دادم. از دست که نه، فرستادم پیش تو. حداقل خیالم راحتِ که پیش تو جاش امنِ.مگه میشه کسی پیش تو باشه و حالش بد باشه؟ من که تا حالا نشنیدم. پادشاهم، من کی میام؟ هنوز نوبتم نشده؟ چقدر دیگه باید صبر کنم؟ خستهادامه مطلب

برچسب: دادن, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 17:22

به نام پادشاهم... سلام... منم شازده کوچولو... اومدم که ازت تشکر کنم.بابت همه روزهای خوبی که الان دارم... پادشاه من بی نهایت سپاسگزارم که اینقدر به من لطف داشتی و بهم کمک کردی تا بتونم به اینجا برسم... به جایی که خیلی ها حسرت داشتنش رو می خورن... پادشاه من...می دونم که هرچقدر هم که ازت سپاسگزاری کنم، کافی نیست! ولی تو از من قبول کن... از شازده ای که با همه کوچیکیش، هر چی داشته رو گذاشته توی دستهاش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 12:43

سلام پادشاه من... امروز برای من یه روز خاص بود...قرار بود که باشه.ولی نمی دونم چرا نشد. آخه امروز تولدشه. هر سال این موقع برای اون جشن می گرفتم. درسته که خودش نبود، ولی من شاد بودم. امسال برعکس هر سال، هیچ خبری نیست. نه خودش چیزی میگه و نه من کاری کردم.پادشاهم، چی شده؟ چرا امسال اینجوری شد؟ چرا من دیگه مثل سالهای پیش ذوق ندارم؟ چرا من دیگه بی تابش نمیشم؟از دو هفته پیش منتظرم تا امروز برسه ، ولی هیچ کاری نکردم. می خواستم امسال براش یه کادوی فوق العاده بگیرم، ولی نشد. دلم براش تنگ شده.دلم برای خندیدن هاش تنگ شده، برای خنگ بازی هاش.برای حرف زدن هاش و از همه مهمتر، برای عمق صداش موقع بردن اسم تو !ادامه مطلب

برچسب: تولد,عشق, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

به نام پادشاهم... سلام، سلام شازده ی امروز. امروز همه جا سیاه پوشه. آخه تو دیگه نیستی. سالها پیش دسیسه چیدن و بهت یه جام زهر دادن، و تو هم قهر کردی و رفتی. رفتی پیش پادشاهم.البته، قهر که نه. دیگه نخواستن که بمونی، تو هم هرچند که امید به هدایت مردم داشتی، ولی وقتی پادشاهم بهت گفت که بیای، تو هم اطاعت امر کردی و رفتی.خوش به حالت. برات دعوتنامه فرستاد. کاش هر وقت نوبت ما هم بشه، برامون دعوتنامه بفرسته . خیلی دوست داشتم که باهات خلوت کنم. آخه حس می کنم یه چند سالی هست که باهام قهری. هرچند، انگار از اول هم قهر بودی. چون توی این بیست و چند سالی که از خدا عمر گرفتم، فقط دو بار اومدم دیدنت. یعنی قهر نادامه مطلب

برچسب: دعوت, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

به نام پادشاهم... سلام! بعد از مدتها، دوباره اومدم تا شازدگی کنم. برای شاهم بنویسم، برای پادشاهم. پادشاه من، اول از همه بابت مهمونی زیبات سپاسگزارم. ممنونم که امسال هم دعوتم کردی و بهم لطف کردی و لحظه های نابی رو برام رقم زدی. امسال درس مهمی گرفتم. از فرصت هایی که همیشه آرزوشون رو داشتم تا یه روزی بدست بیارم و بیان سراغم، از روزهایی که گذشت، از اتفاقاتی که افتاد و من نفهمیدم، از گذشته ای که طی شد و من هنوز ازش درس نگرفتم. و از خیلی چیزهای دیگه... پادشاه من، ازت بی نهایت سپاسگزارم. خوشحالم که هنوز هم بهم لطف داری و عنوان شاهزاده رو یدک می کشم. شاهزاده ای که ازت دورِ و تلاش می کنه تا خودش رو بهتادامه مطلب

برچسب: من,او, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

به نام پادشاهم... سلام. من شازده کوچولو هستم. شازده ای که مدتهاست از قصرش دور افتاده. از پادشاهش دور افتاده. می خواد امتحان پس بده. امتحانی که هر شازده ای برای اثبات شایستگیش باید اون رو پشت سر بگذاره. دارم امتحان میشم. پادشاهم اینطور خواسته و من فرمانبردار امر او هستم. سالهاست که دارم سعی می کنم تا از نقشه ای که بهم داده بود پیروی کنم و مسیرم رو ادامه بدم. ولی یه روز نقشه ام گم شد! بین هیاهوی مردم، بین این شلوغی و همهمه! هر کس می خواست یه آدرسی بهم بده، می خواست مسیرم رو بهم نشون بده. مسیری که خودش رفته بود ولی به هیچ جا نرسیده بود. میون اینهمه نرسیدن، منم گم شدم. منم نرسیدم. میون اینهمه مادامه مطلب

برچسب: همسفر,مسیر, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:26

به نام پادشاهم... سلام! امروز آخرین روز از اولین ماه پاییزِ.اسمش مهر بود،مهربان هم بود.درست عین اسمش.دوستش داشتم و سعی کردم تا هست مهربان باشم و مهربان زندگی کنم.امروز دارم ازش خداحافظی می کنم تا سال دیگه همین فصل ببینمش. خواستم بگم، خداحافظ مهر من!روزهای خوبی رو با تو گذروندم.مهربانی رو ازت یاد گرفتم و امیدوارم که مهربان بمونم تا برگردی.دوستت دارم. مواظب خودت و مهربانی هات باش!لحظه هاتون سرشار از مهر ابدی...شازده کوچولو... آسمونی باشید!ادامه مطلب

برچسب: liv and maddie,liv tyler,liv and maddie cast,liv miami,liv morgan,liv and maddie episodes,liv and maddie season 4,liv and maddie cali style,liv and maddie songs,liv tyler movies, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 22:06

سلام پادشاه من!
اومدم بگم که برگشتم... برگشتم به خونه خودم...به دفتر خاطرات خصوصی من و تو...
به جایی که بهش تعلق دارم...برگشتم پیش پادشاهم...
دوستت دارم!
شازده کوچولوت...

آسمونی باشید!

برچسب: من برگشتم,من برگشتم به انگلیسی,من برگشتم ولی تنها,من برگشتم شعر,من برگشتم دوستان,من دوباره برگشتم,سلام دوستان من برگشتم,سلام من برگشتم,جملات من برگشتم,متن من برگشتم, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 15:35

به نام پادشاهم... سلام.امروز جمعه بود.روزی که برای ما تعطیله...با خودم فکر می کردم که اصلا دیگه حال و حوصله تعطیلی رو ندارم. دلم می خواد همیشه همه در حال کار و جنب و جوش باشن. از تعطیلی خسته شدم. بچه که بودیم روزایی که مدرسه می رفتیم رو فقط به عشق جمعه ها سر می کردیم... ولی الان...الان که نه درسی برای خوندن هست و نه تکلیفی برای انجام دادن، حس می کنم که اصلا به تعطیلات نباید فکر کرد.دلم می خواست که یه تعبیر بهتر بگم، ولی از نظر من تعطیلات عین انجماد می مونه... مخصوصا اگر حال و هوای شهر توی روزای عادی تو رو یاد جریان خون توی رگها بندازه.تعطیلات عین یه سرمای منجمد کنادامه مطلب

برچسب: جمعه ها,جمعه ها فرهاد,جمعه ها خون جای بارون,جمعه هایم ناگهان یکشنبه شد,جمعه های رویایی همراه اول,جمعه های انتظار,جمعه های پاییزی همراه اول,جمعه های دلگیر,جمعه های رایگان همراه اول,جمعه های تکراری, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 15:34

به نام پادشاهم... سلام... اين روزا همه دارن از ماه خدا حرف مي زنن...از ماه پادشاه من... ماهي كه هر سال فقط يك بار امكان مهمون شدن سر سفره پادشاهم نصيبمون ميشه... خوش بحال همه اونايي كه هميشه و هر سال مهمونشن. پادشاها... سپاسگزارم...از اينكه هستم.از اينكه ميگم سپاسگزارم. از اينكه امسال هم منو به مهمونيت دعوت كردي. سالهاي قبل براي هم دعا مي كرديم. اگر آرشيو خاطرات وبلاگم رو ديده باشيد دعاهاي خيلي ها رو هم مي بينيد. دوست داشتم ادامه اش بدم... شايدم ادامه بدم... همه چيز با توكل به تو ، با اميد به تو...همه چيز درست ميشه. پس بازم شروع مي كنم... به اميد پادشاه من... منتظر دعاهاادامه مطلب

برچسب: منتظر الزيدي,منتظر بودن زدبازی,منتظر پاتوق,منتظر عرفان,منتظر الساعدي,منتظر عرفان و سوگند,منتظر چت,منتظر الزيدي يضرب بوش,منتظر العبودي,منتظر گراف, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 9:43

به نام پادشاهم...

داشتم نظرات وبلاگ رو می خوندم...از اون اول تا الان!

چقدر دلم براتون تنگ شده بود...

ببخشید که شازده کوچولو خیلی وقته ننوشته...

خیلی دور شدم...خیلی خیلی

از همه چیز

از همه کس

مهمتر از همه از پادشاهم...

اومدم معذرت خواهی...ببخشید...

به میزبان این ماه....منو ببخشید!

خیلی دلم براتون تنگ شده بود...

ممنون که هنوز هستید...

سپاسگزارم

آسمونی باشید

برچسب: سپاسگزارم یا سپاسگذارم,سپاسگزارم ای دوست,سپاسگزارم متحرک,سپاسگزارم درخت گلابی,سپاسگزارم به انگلیسی,سپاسگزارم از خدا,سپاسگزارم استاد,سپاسگزارم خدا,سپاسگزارم از دوستان,سپاسگزارم مادر, نویسنده: هستی اسدیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 9:43

صفحه بندی