سلام پادشاه عزیزم.
دلم گرفته!
نمی دونم چرا؟ شاید برای اینکه مدتهاست کار خاصی انجام ندادم و سود و زیانی برای کسی نداشتم. شاید برای اینکه امسال هم نشد، ولی خب من دارم فراموشش می کنم. نشد که نشد. بهتر. ح
برچسب:
نویسنده: هستی اسدیان
سلام پادشاه عزیزم...
نیمه شبت بخیر.
می دونم که گفتن از زمان، برای تو پوچ و بی ارزشه. ولی من انسانم، من یک شازده ام. کل زندگی من بند شده به تیک تیک ساعت. ساعتی که نمی دونم کی از حرکت می ایسته و من رو ب
برچسب:
نویسنده: هستی اسدیان
به نام پادشاهم...
سلام پادشاه عزیزم.
خوبی؟
حال امروزم خیلی خوبه. اونقدر که فقط به تو فکر کردم. به تو و به شازده ات. به کسی که از همون بچگی عاشقش شدم. به کسی که به دوست داشتنش افتخار کردم. کسی که از همون بچگی، وقتی ازش حرف میزدن قند تو دلم آب می شد. ذوق می کردم و به عشقم افتخار می کردم.
پادشاهم، ازت بی نهایت سپاسگزارم که به من چنین عشق عظیمی دادی. عشق به کسی که بزرگترین آرزوم دیدنش و کنارش نشستن هس
برچسب:
نویسنده: هستی اسدیان
سلام پادشاه عزیزم!
حال و هوای امروزم زیاد جالب نبود. سعی دارم فراموشش کنم و خودم رو بسپارم به تو. ولی زمان می بره. وابستگی ای که بهش دارم داره اذیتم می کنه. ولی الان تموم بشه بهتر از اینه که بعدا بخواد دردسر بشه.
پادشاهم، خودت که منو بهتر می شناسی. من شازده کوچولوی لجبازی هستم. وقتی به یه چیزی پیله می کنم دیگه ول کن نیستم.
ده سال طول کشید تا شناختمش و عاشقش شدم. هرچند که بعدا فهمیدم چرا عاشقش نیست
برچسب: فراموشی,
نویسنده: هستی اسدیان
به نام پادشاهم...
سلام.
می دونی وقتی کسی رو که دوست داری از دستش بدی یعنی چی؟
می دونی وقتی کسی رو که دوست داشتی از دستش بدی و حتی دیگه نگاهش و صداش رو یادت نیاد، یعنی چی؟
من الان سالهاست که از دستش دادم. از دست که نه، فرستادم پیش تو. حداقل خیالم راحتِ که پیش تو جاش امنِ.مگه میشه کسی پیش تو باشه و حالش بد باشه؟
من که تا حالا نشنیدم.
پادشاهم، من کی میام؟ هنوز نوبتم نشده؟ چقدر دیگه باید صبر کنم؟
خسته
برچسب: دادن,
نویسنده: هستی اسدیان
به نام پادشاهم...
سلام...
منم شازده کوچولو...
اومدم که ازت تشکر کنم.بابت همه روزهای خوبی که الان دارم...
پادشاه من بی نهایت سپاسگزارم که اینقدر به من لطف داشتی و بهم کمک کردی تا بتونم به اینجا برسم...
به جایی که خیلی ها حسرت داشتنش رو می خورن...
پادشاه من...می دونم که هرچقدر هم که ازت سپاسگزاری کنم، کافی نیست!
ولی تو از من قبول کن... از شازده ای که با همه کوچیکیش، هر چی داشته رو گذاشته توی دستهاش
برچسب:
نویسنده: هستی اسدیان
سلام پادشاه من...
امروز برای من یه روز خاص بود...قرار بود که باشه.ولی نمی دونم چرا نشد. آخه امروز تولدشه. هر سال این موقع برای اون جشن می گرفتم. درسته که خودش نبود، ولی من شاد بودم.
امسال برعکس هر سال، هیچ خبری نیست. نه خودش چیزی میگه و نه من کاری کردم.پادشاهم، چی شده؟ چرا امسال اینجوری شد؟ چرا من دیگه مثل سالهای پیش ذوق ندارم؟ چرا من دیگه بی تابش نمیشم؟از دو هفته پیش منتظرم تا امروز برسه ، ولی هیچ کاری نکردم. می خواستم امسال براش یه کادوی فوق العاده بگیرم، ولی نشد. دلم براش تنگ شده.دلم برای خندیدن هاش تنگ شده، برای خنگ بازی هاش.برای حرف زدن هاش و از همه مهمتر، برای عمق صداش موقع بردن اسم تو !
به نام پادشاهم...
سلام، سلام شازده ی امروز.
امروز همه جا سیاه پوشه. آخه تو دیگه نیستی. سالها پیش دسیسه چیدن و بهت یه جام زهر دادن، و تو هم قهر کردی و رفتی. رفتی پیش پادشاهم.البته، قهر که نه. دیگه نخواستن که بمونی، تو هم هرچند که امید به هدایت مردم داشتی، ولی وقتی پادشاهم بهت گفت که بیای، تو هم اطاعت امر کردی و رفتی.خوش به حالت. برات دعوتنامه فرستاد. کاش هر وقت نوبت ما هم بشه، برامون دعوتنامه بفرسته .
خیلی دوست داشتم که باهات خلوت کنم. آخه حس می کنم یه چند سالی هست که باهام قهری. هرچند، انگار از اول هم قهر بودی. چون توی این بیست و چند سالی که از خدا عمر گرفتم، فقط دو بار اومدم دیدنت.
یعنی قهر ن
برچسب: دعوت,
نویسنده: هستی اسدیان
به نام پادشاهم...
سلام!
بعد از مدتها، دوباره اومدم تا شازدگی کنم. برای شاهم بنویسم، برای پادشاهم.
پادشاه من، اول از همه بابت مهمونی زیبات سپاسگزارم. ممنونم که امسال هم دعوتم کردی و بهم لطف کردی و لحظه های نابی رو برام رقم زدی.
امسال درس مهمی گرفتم. از فرصت هایی که همیشه آرزوشون رو داشتم تا یه روزی بدست بیارم و بیان سراغم، از روزهایی که گذشت، از اتفاقاتی که افتاد و من نفهمیدم، از گذشته ای که طی شد و من هنوز ازش درس نگرفتم.
و از خیلی چیزهای دیگه...
پادشاه من، ازت بی نهایت سپاسگزارم. خوشحالم که هنوز هم بهم لطف داری و عنوان شاهزاده رو یدک می کشم. شاهزاده ای که ازت دورِ و تلاش می کنه تا خودش رو بهت
به نام پادشاهم...
سلام.
من شازده کوچولو هستم. شازده ای که مدتهاست از قصرش دور افتاده. از پادشاهش دور افتاده. می خواد امتحان پس بده. امتحانی که هر شازده ای برای اثبات شایستگیش باید اون رو پشت سر بگذاره.
دارم امتحان میشم. پادشاهم اینطور خواسته و من فرمانبردار امر او هستم. سالهاست که دارم سعی می کنم تا از نقشه ای که بهم داده بود پیروی کنم و مسیرم رو ادامه بدم. ولی یه روز نقشه ام گم شد!
بین هیاهوی مردم، بین این شلوغی و همهمه!
هر کس می خواست یه آدرسی بهم بده، می خواست مسیرم رو بهم نشون بده. مسیری که خودش رفته بود ولی به هیچ جا نرسیده بود. میون اینهمه نرسیدن، منم گم شدم. منم نرسیدم. میون اینهمه م
برچسب: liv and maddie,liv tyler,liv and maddie cast,liv miami,liv morgan,liv and maddie episodes,liv and maddie season 4,liv and maddie cali style,liv and maddie songs,liv tyler movies,
نویسنده: هستی اسدیان
آسمونی باشید!
برچسب: من برگشتم,من برگشتم به انگلیسی,من برگشتم ولی تنها,من برگشتم شعر,من برگشتم دوستان,من دوباره برگشتم,سلام دوستان من برگشتم,سلام من برگشتم,جملات من برگشتم,متن من برگشتم,
نویسنده: هستی اسدیان
برچسب: جمعه ها,جمعه ها فرهاد,جمعه ها خون جای بارون,جمعه هایم ناگهان یکشنبه شد,جمعه های رویایی همراه اول,جمعه های انتظار,جمعه های پاییزی همراه اول,جمعه های دلگیر,جمعه های رایگان همراه اول,جمعه های تکراری,
نویسنده: هستی اسدیان
برچسب: منتظر الزيدي,منتظر بودن زدبازی,منتظر پاتوق,منتظر عرفان,منتظر الساعدي,منتظر عرفان و سوگند,منتظر چت,منتظر الزيدي يضرب بوش,منتظر العبودي,منتظر گراف,
نویسنده: هستی اسدیان
داشتم نظرات وبلاگ رو می خوندم...از اون اول تا الان!
چقدر دلم براتون تنگ شده بود...
ببخشید که شازده کوچولو خیلی وقته ننوشته...
خیلی دور شدم...خیلی خیلی
از همه چیز
از همه کس
مهمتر از همه از پادشاهم...
اومدم معذرت خواهی...ببخشید...
به میزبان این ماه....منو ببخشید!
خیلی دلم براتون تنگ شده بود...
ممنون که هنوز هستید...
سپاسگزارم
آسمونی باشید ![]()
برچسب: سپاسگزارم یا سپاسگذارم,سپاسگزارم ای دوست,سپاسگزارم متحرک,سپاسگزارم درخت گلابی,سپاسگزارم به انگلیسی,سپاسگزارم از خدا,سپاسگزارم استاد,سپاسگزارم خدا,سپاسگزارم از دوستان,سپاسگزارم مادر,
نویسنده: هستی اسدیان